جمعه 1388/08/22
معرفی

با سلام
به وبلاگ اکشن خوش امدید
به وبلاگهای دیگر ما هم سر بزنید
متشکرم
وبلاگهای دیگر ما :
جمعه 1388/08/22
گمشدگان
نقد سریال زیبای گمشدگان (LOST)

مجموعهٔ تلویزیونی گمشدگان (یا گمشده) (به انگلیسی: Lost) مجموعهای است که از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکههای خارجی بخش میشود. این مجموعه تلویزیونی از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ آغاز شدهاست و تا کنون چهار فصل از آن کامل و پخش شدهاست. فصل پنجم در حال پخش می باشد.
این مجموعه تلویزیونی داستان گروهی از بازماندگان انفجار پرواز Oceanic ۸۱۵ بر فراز جزیرهای ناشناس در اقیانوس آرام است. سبک کلی این مجموعه تلویزیونی معماگونهاست و با یافتن هر پاسخ چندین سوال نو به وجود میآید
در این مجموعه تلویزیونی از گذشته نمایی (به انگلیسی: flashback) به شدت استفاده میشود. معمولاً در هر قسمت از سریال یکی از شخصیتها (گاهی چند شخصیت) در مرکز توجه قرار میگیرد و در لابهلای داستان، گذشتهای از او نمایش داده میشود که اطلاعاتی مربوط به دورهٔ قبل از سوار شدن به پرواز به ما میدهد. در قسمتهای پایانی فصل سوم و قسمتهای پخش شدهٔ فصل چهارم، گاهی حالتی برعکس رخ میدهد به این نحو که تصاویری از آینده نمایش داده میشود (در اصطلاح سینمایی به این کار آینده نمایی (به انگلیسی: flashforward) گفته میشود).
پخش چهارمین فصل این مجموعهٔ تلویزیونی از ۳۱ ژانویه ۲۰۰۷ آغاز شد. قرار بود که این فصل شامل ۱۶ قسمت باشد که به خاطر اعتصاب اصناف نویسندگان آمریکا فقط ۸ قسمت آن ساخته شد. سپس قسمتهای دیگری نیز ساخته شد و پخش قسمتهای ۹ به بعد آن از ۲۴ آوریل ۲۰۰۸ شروع شد. فصل چهارم جمعاً ۱۴ بخش داشت که دو بخش انتهایی به طور پیوسته در تاریخ ۲۹ مه ۲۰۰۸ نمایش یافتند.
در مه ۲۰۰۷ اعلام شد که فصلهای چهارم، پنجم و ششم این سریال پخش خواهد شد و تا مه ۲۰۱۰، ۱۱۷ قسمت از آن تولید میشود.
این مجموعهٔ تلویزیونی توسط دیمون لیندلوف، جی. جی. آبراهامز و جفری لالیبر ساخته شده و بیشتر در جزیرهٔ اوآهو در هاوایی فیلم برداری شدهاست. قسمت مقدماتی و آزمایشی این مجموعه در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ پخش شد. بعد از آن تاریخ چهار فصل از این مجموعه به روی آنتن رفتهاست. مجموعه توسط شبکه ABC آمریکا، بد روبوت پروداکشنز و گرس اسکیرت پروداکشنز تهیه شدهاست و از شبکه ABC آمریکا در آمریکا پخش میشود. موزیک متن آن توسط مایکل جیاچینو ترکیب شدهاست. تهیه کنندگان اجرایی این مجموعه در حال حاضر آبراهامز، لیندلوف، برایان برک (Burk)، جک بندر (Bender) و کارلتون کیوز (Cuse) هستند. این مجموعه به خاطر هنرپیشگان زیاد خود و هزینه سنگین فیلمبرداری در هاوایی یکی از پرهزینه ترین مجموعههای تلویزیونی است.
هنرپیشگان و شخصیتهای اصلی این سریال عبارتند از:
-
نوین اندروز در نقش سعید جراح (بازی در ۸۲ قسمت)
-
متیو فاکس در نقش جک شپارد (بازی در ۸۲ قسمت)
-
یورگ گارسیا در نقش هیوگو ریس ملقب به هرلی (بازی در ۸۲ قسمت)
-
جاش هالووی در نقش جیمز فورد ملقب به سویر (بازی در ۸۲ قسمت)
-
دنیل دا کیم در نقش جین کئون (بازی در ۸۲ قسمت)
-
یونجین کیم در نقش سان کئون (بازی در ۸۲ قسمت)
-
اوانجلین لیلی در نقش کیت آستن (بازی در ۸۲ قسمت)
-
تری او کویین در نقش جان لاک (بازی در ۸۲ قسمت)
-
امیلی دی راوین در نقش کلیر لیتلتون (بازی در ۷۷ قسمت)
-
دومینیک موناگهان در نقش چارلی پیس (بازی در ۷۰ قسمت)
-
هارولد پری نیا او در نقش مایکل داوسون (بازی در ۶۰ قسمت)
-
مایکل امرسان در نقش بن لاینوس (بازی در ۴۳ قسمت)
-
هنری ایان کیوسیک در نقش دزموند هیوم (بازی در ۳۹ قسمت)
با فلاشبکهایی که در جاهای مختلف فیلم وجود دارد با شخصیت و گذشتۀ تک تک کاراکترهای سریال آشنا می شویم. خیلی از بینندگان این فلاش بکها را اضافی میدانند و ترجیح میدهند بیشتر به حوادث زمان حال پرداخته شود در صورتی که خیلی از نکات و دلایل عکسالعملی که شخصیتها نشان میدهند ریشه در حوادث گذشته دارد. این سریال در هاوایی تصویربرداری شده و طبعا مناظر بسیار زیبایی دارد. البته نباید از هنر تصویربردار هم غافل بود که توانسته حس هر سکانس را به بهترین شکل ممکن به بیننده منتقل کند. تدوین در این فیلم یکی از کلیدیترین ویژگیهاست آن هم به دلیل وجود داستانهای موازی فراوان در زمان حال و گذشته. البته به نظر کار تدوینگر در سری اول این مجموعه به مراتب بهتر از سری دوم و سوم است.

بازیگران از همان قسمت اول نقش خود را به بهترین شکل ایفا میکنند، خصوصا شخصیت جانلاک که اصلا میمیک صورتش جان میدهد برای بازی کردن نقش آدمهای مرموز. بازیگر نقش جک (نقش اول سریال) و سعید (بازیگر هندی الاصلی که در این سریال نقش یک عراقی رو بازی می کند) هم خیلی خوب و علاقۀ خاصی به آنها پیدا میکنیم.
جدای از تمام ویژگی های مثبت این سریال باید به موسیقی بسیار بسیار زیبای آن اشاره کرد که به ساده ترین شکل ممکن، تاثیرگذارترین لحظات را خلق میکند و البته تیتراژ پایانی فوقالعاده این سریال.
گمشدگان نام سریال درامی است که از سپتامبر 2004 از شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا پخش میشود. لوکیشن این مجموعه تلویزیونی در شهر اواهو ایالت هاوایی است و تا به حال سه فصل از آن پخش شده است که در مجموع شامل 69 اپیزود میشود. جیجی آبرامز، دیمون لیندلوف و جفری لیبر خالقان این سریال هستند و موسیقی آن نیز توسط مایکل جکینو تنظیم شده است. این مجموعه به دلیل تعدد هنرپیشگان و لوکیشن خاص آن از جمله پرهزینهترین سریالهای تلویزیونی بوده است. گرچه راهاندازی سریالها و وبلاگهای علاقهمندان سریالهای تلویزیونی امری عادی در دنیای اینترنت محسوب میشود، اما آمار نشان میدهد که این مجموعه با در نظرگرفتن گرههای بیشمار در داستان و ارجاعات متعدد علمی، ادبی، هنری در صدر این مقوله قرار دارد و حتی روزنامههای معتبر واشنگتن پست و یواسای تودی همزمان با پخش فصل دوم این سریال اقدام به راهاندازی وبلاگهای ویژه برای علاقهمندان کردهاند که نشان از تعدد علاقهمندان به این سریال در نقاط مختلف جهان دارد.
از سوی دیگرعلیرغم گذشت مدت زمان اندکی از زمان پخش این سریال، شاهد ارجاع به آن درمجموعههای تلویزیونی، کتابهای کمیک و آلبومهای موسیقی هستیم. تقریباً تمام کسانی که سریال تلویزیونی گمشدگان را دنبال میکنند تئوریهایی رادر مورد روند کلی داستان و آنچه که در جزیره میگذرد داشتهاند و این حتی شامل برخی از هنرپیشههای این سریال هم میشود اما دلیل اینکه هیچکدام از این تئوریهافراگیر نبوده و در عین توضیح برخی رخدادها غیرقابل استناد به نظر میرسند میتواند این باشد که نویسندگان این مجموعه تلویزیونی پرماجرا از همان ابتدا و از «پیلوت» سریال، برنامهریزی برای ثانیه به ثانیه این سریال داشتهاند.
کارلتونکوز نویسنده و یکی از تهیهکنندگان این سریال میگوید: « ما از همان ابتدا دلیل حضور خرس قطبی، منبع پیام رادیویی، یادداشتی که سایر در دست داشت و علت سقوط هواپیما را در نظر داشتیم و تمامی این دلایل را در نگارش اپیزودهای این سریال در نظر گرفتیم. البته زمان افشای این دلایل برای ما مشخص نبود و اصلاً مطمئن نبویم که بخواهیم همه آنها را به شکل شفاف افشا کنیم.»
به تعبیر دیگر گمشدگان همچون برخی از آثار علمی تخیلی سینمای جهان چون اودیسه فضایی 2001 و یا سولاریس است که از علوم انسانی علیالخصوص از روانشناسی، جامعهشناسی وفلسفه بهره میگیرد و اهداف خود را به چالش با مفهوم و فلسفه حیات بشری قرارمیدهد. تیم فیلمنامهنویسی این مجموعه بدیع با چنین نگرشی خیلی زود بیننده را از تصور تماشای رابینسون کروزوئه دیگر بیرون میآورد و با معرفی شخصیتهای اصلی که نام اکثر آنها از نام فیلسوفان برجسته قرون گذشته گرفته شده، کنکاشی دقیق از بیننده را طلب میکند.
تیم 18 نفره فیلمنامهنویسان با تعریف جدیدی از کاربرد فلاش بک در این سریال و ارائه اطلاعات در مورد گذشته هر یک از شخصیتها در قالب این فلاشبکها، بیننده رابه جمعآوری تکههای این پازل به ظاهر بیانتها دعوت میکنند و خیلی زود به اومیفهمانند که تماشای سردستی و بدون مطالعه جانبی این مجموعه در واقع نوعی وقت تلف کردن است و کسانی که این ظرفیت را در خود نمیبینند باید برنامه و یا سریالی عامهپسند را انتخاب کنند. این رویکرد منحصر به فرد و به نوعی شجاعانه در دنیای عامهپسند امروز باعث شده تا علاوه بر دهها سایت اینترنتی، حدود ده کتاب نیز در مورد محتوای ادبی، فلسفی،جامعهشناسی و... این سریال به چاپ برسد و محملی ویژه در بزرگترین دائرهالمعارف اینترنتی جهان برای بحث و تبادل نظر علمی و بررسی یافتهها در مورد مسایل مطرح شده آن در نظر گرفته شود تا بیننده بتواند (در صورت خوش شانس بودن) از برخی ارجاعات پراکنده سریال مطلع شوند.
روبهرو شدن با چنین حجم بالایی از اطلاعات در قالب یک سریال تلویزیونی باعث میشود تا حداقل استفاده برای ببنندگان این باشد که از روی مبلهای نرم منزل بلند شده و برای حداقل درک آنچه که دیدهاند جستوجویی در اینترنت و یا کتابخانه نزدیک محل سکونتشان داشته باشند و یا این که مدت زمانی را به جمعآوری اطلاعات شفاهی در مورد داستان هر اپیزود سپری کنند.قطعاً این رویکرد میتواند از باب رسانهای و احیای نقش آموزشی تلویزیون در دنیایی که رسانههای جدید هر روز عرصه را بر تلویزیون و برنامههای آن تنگترمیکنند مورد بررسی قرار گیرد که البته مجال آن در اینجا نیست. اما اگر شرح کلیت داستان این سریال تا به حال غیرممکن بوده و در کنار آن بیننده با این حجم ازاطلاعات فرهنگی، جامعهشناسی، تاریخی، اسطوره شناسی و... بمباران میشود چرا باید آن را تا به حال دنبال کرده باشد؟ شاید بهترین دلیل این باشد که در این سریال از قهرمان خبری نیست و هیچکس هم نمیخواهد قهرمان باشد. در واقع هر کدام از ما میتوانیم به جای شخصیتهای رنج کشیده این سریال باشیم، آلام آنها را حس کنیم و یا پیشنهادی برای رهایی آنها از این رنج خواسته یا ناخواسته داشته باشیم.
هر کدام از این انسانها نه تنها در این جزیره بلکه در هزار توی زندگی گمشدهاند و فارغ از شاخصههای زندگی مدرن در پی یافتن راهی برای پیدا کردن خود واقعی هستند؛ جستوجویی که در پارهای از موارد به قیمت جان آنها تمام میشود.
سریال روایت مردمی هست که از یک سقوط هواپیما جان سالم به در میبرن و درست وسط جزیره ای دور افتاده در منطقه ای گرمسیر، تلاش برای رهایی از جزیره رو آغاز میکنن.هر قسمت 42 دقیقه ای این سریال علاوه بر ماجرای اصلی با فلش بک هایی به زندگی شخصیت ها همراه است و به تدریج مخاطب رو با زندگی شخصیت های اصلی داستان آشنا می کنه. شخصیت هایی که تقریبا هر کدام از یک نژاد ، یک طرزتفکرو یک فرهنگ متفاوتند. در این سریال نماینده ای از هر قاره وجود داره. از آسیا ، استرالیا، آمریکا، اروپا و آفریقا وحتی از قطب هم نماینده ای حضور داشت!(خرس قطبی وسط جزیره ای گرمسیر!!!). شاید یکی از مسائلی که باعث جذب بی سابقه مخاطب برای این سریال شده همین نکته باشه. نکته ظریفی که باعث می شه تقریبا تمام بینندگان به راحتی با شخصیت ها همزادپنداری کنند.
این مجموعه در اواهیو(Oahu) سومین جزیره بزرگ هاوایی (Hawaii) فیلم برداری شده به علت تعدد هنرپیشگان و لوکیشن خاص که داره یکی از پرهزینه ترین سریالهای تلویزیونی بوده .روزنامه های معتبری مثل یو اس ای تودی و واشنگتن پست وبلاگ های ویژه ای برای طرفداران این سریال ایجاد کردن.سریال لاست علاقه مندانی از سراسر دنیا داره که شاید دلیلش علاوه بر داستان جذاب بهره گیری از شخصیت هایی هست که هر کدام نمایند گانی از نژادهای مختلف سراسر دنیا هستن. Damon Lindelof , Carlton Cuse , Bryan Burk, Jack Bender و J. J. Abrams سازندگان این سریال هستن و موسیقیش هم ساخته Michael Giacchino هست.

چیزی که در این سریال جلب توجه میکنه برنامه ریزی فوق العاده ای که در کمتر سریالی شاهدش هستم میتونم به جرات بگم برای ثانیه به ثانیه این سریال برنامه ریزی شده .تیم فیلمنامه نویس 18 نفره این سریال با تنظیم فلش بک های فوقالعاده و اطلاعاتی که در هر فلاش بک راجع به یکی از شخصیت ها میدن تکه هایی از پازل به ظاهر بی انتها ی سریال رو کامل میکنن که برای بیننده واقعا جذابه و یاعث میشه شما نتونید حتی یک قسمت از این سریال رو از دست بدید.جالبه که تا حالا ده ها کتاب در مورد محتوای ادبی، فلسفی،جامعهشناسی و… این سریال به چاپ رسیده.شانزده ملیون نفر تعداد بینندگان فصل اول این سریال بوده!! غیر ممکنه شما این سریال رو تماشا کنید و حاضر نشید که راجع به بعضی از مسایل مورد بحث در سریال سرچ نکنید و سوال براتون پیش نیاد.
این روزها تب پرطرفدارترین و پرهزینهترین سریال دنیا یعنی LOST(گمشدگان) همه کشورها حتی ایران را هم گرفته است.
سریالی که از سال 2004 در تلویزیون امریکا شروع به پخش شده و تا کنون 4 فصل از آن پخش شده است و فصل 5 آن هم اکنون در حال پخش است و فصل6 آن که احتمالا بخش پایانی است، در سال 2010 پخش خواهد شد.
شاید بعد از سقوط هواپیما در جزیره، اولین شغلی که همه افراد به آن نیاز دارند پزشکي میباشد. تمام آن چیزهایی را که شما با شنیدن نام پزشک به ذهنتان میآید، دلایلی است که نویسندگان مجموعه گمشدگان(LOST) براي شخصیت اصلی آمريکايي فیلم اين شغل را در نظر گرفتهاند. وي که نماد آمريکا ميباشد شخصيتي مهربان، منطقي، عاقل و مفيد ميباشد که تمام اعضاي گروه از قويترين گرفته تا ضعيفترين به آن نياز دارند و از همان ابتدای فیلم همه از وی انتظار حل بحران ها و مشکلات بوجود آمده را دارند. افراد تصمیمات خود را به هماهنگی وی میگیرند و در اکثر موارد وی راه حل های مفیدی را ارائه میدهد که تمام افراد اگر هم در ابتدا با آن مخالفت ميکنند، اما بالاخره متقاعد ميشوند تا بر اساس گفتهها و نظرات وي عمل کنند.
2- يکي ديگر از شخصيتهاي سريال گمشدگان(LOST) سعید ميباشد که یک مسلمان عراقی میباشد وی در یکی از خشنترین قسمتهای این سریال شروع به شکنجه یکی از افراد دیگر گروه به بدترین شکل ممکن میکند. در اين اپيزود که به معرفي گذشته سعيد ميپردازد، وي را در يکي از زندانهاي عراق نشان ميدهد که مشغول شکنجه کردها و شيعيان بمبگذار است. در اين قسمت، نويسنده فيلنامه با يک تير دو نشان را هدف گرفته: اول نشان دادن شخصيت مسلمانان مترادف با شکنجه و دوم نشان دادن شيعيان و کردها مترادف با بمبگذاري؛ چراکه در هيچ يک از ديالوگهاي فيلم افرادي که شکنجه ميشوند(شيعيان) بمبگذاري را انکار نميکنند؛ بلکه از پاسخ دادن به بازجو طفره ميروند.
البته همانطور که پيشبيني ميشود، مطمئنا سعيد هم پس از زندگي با آمريکاييهاي متمدن در اين جزيره اصول واقعي زندگي را از آنها خواهد آموخت و هنگاميکه به يک دختر آمريکايي علاقمند ميشود، در واقع بطور نمادين به فرهنگ و ارزشهاي آمريکايي علاقمند ميشود.
3- یکی دیگر از شخصیتهای سريال گمشدگان (LOST) مربوط به یک زوج کرهای می باشد که نمایندگان شرقیها هستند. شوهر این زن نيز در ابتداي فيلم، نماد یک انسان زباننفهم و فوقالعاده متعصب میباشد.
به طور کلي ما همواره شاهد تحقير شرقي ها در اکثر فيلمهاي هاليودي بودهايم. اما زماني بيننده به شخصيت اين مرد کرهاي نيز احساس علاقه ميکند که وي شروع به نزديک شدن به بقيه گروه و عمل کردن بر اساس قواعدي است که توسط دکتر و ديگر افراد بوجود آمده است.
در واقع تنها راه ادامه حیات در این جزیره(کره زمین)، زندگی و فکر کردن به سبک آمریکایی میباشد؛ سبکي که ديگر فرهنگها چاره اي جز تسليم در برابر آن ندارند و البته در این مسیر دیگران نیز باید به این پزشک یاری برسانند.
البته این مطلب کوتاه در مقابل حجم عظیم سریال نقد بسیار کوچکی است و به نظر نگارنده برای فیلمی که 6 سال زمان برای ساختش لازم است، 60سال زمان برای نقدش لازم میشود.

داستان «لاست» از آنجا شروع میشود که هواپیمای مسیر سیدنی-لسآنجلس، بر فراز جزیره ناشناسی در اقیانوس آرام دچار سانحه میشود و سقوط میکند. اما گروهی از مسافران این پرواز جان سالم به در میبرند و به انتظار کمک مینشینند. تا اینکه بعد از گذشت چندین روز هیچ خبری نمیشود و ناچار میشوند از پس زندگی در یک جزیره متروک در منطقهای گرمسیر بربیایند و این آغاز ماجراست چرا که از شواهد امر پیداست که جزیره متروک نیست و «دیگران»ی در جزیره زندگی میکنند چون شبها صداهای وحشتناکی شنیده میشود و روزها اتفاقات عجیبی میافتد.
سبک کلی سریال معما گونهاست و با یافتن هر پاسخ چندین سوال تازه بوجود میآید. هر قسمت 42 دقيقه است که علاوه بر ماجراي اصلي، هر بار که شخصیتی در مرکز توجه قرار میگیرد، گذشتهای از او نمایش داده میشود که اطلاعاتی مربوط به دورهٔ قبل از سوار شدن به پرواز به ما میدهد و به کمک همین فلاشبکها مخاطب به تدریج با زندگی شخصیتهای اصلی داستان آشنا میشود. شخصيتهايي كه هر كدام از يك نژاد، طرز تفكر و فرهنگ متفاوتند و اینگونه مخاطب متوجه عکسالعملهای کاراکترها که ریشه در گذشتهی هرکدامشان دارد، میشود. در اين سريال از هر قاره، نمايندهاي وجود دارد. از آسيا، استراليا، آمريكا، اروپا، آفريقا و حتي قطب که یک خرس قطبي است! شايد يكي از مسائلي هم كه باعث جذب بيسابقه مخاطب براي اين سريال شده، همين نكتهی ظریف باشد كه باعث میشود تقريبا تمام بينندگان به راحتي با شخصيتها همزادپنداري كنند.
شاید شما هم تا اینجا تصورتان نسبت به این سریال، چیزی شبیه «رابینسون کروزوئه» بوده. بله! خیلی از بینندگان هم ابتدا همین تصور را داشتهاند. اما
«گمشدگان» یک مجموعه علمی تخیلی است که توجه ویژهای به علوم مختلف از جمله روانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه دارد و حتی نام بازیگران سریال از نام فلاسفهای چون جان لاک، دیوید هیوم و ... گرفته شدهاست!
«لاست» یک تیم 18 نفره نویسندگی دارد که تعریف جدیدی از کاربرد فلاشبک ارائه دادهاند. بیننده با این فلاشبکهای بیشمار، به دنبال جمعآوری تکههای پازل به ظاهر بیانتهایی میرود و خیلی زود میفهمد که این یک سریال برای دیدن و رد شدن، نیست. نکته تاملبرانگیز دیگری که در این سریال وجود دارد این است که مجموعه متکی به یک قهرمان نیست. بلکه هر شخصیت در زمانی که مورد توجه قرار میگیرد، سعی میکند در واقع خودش را پیدا کند و از رنجهای درونیاش رها شود.
سریال Lost (گمشدگان) که سه سال از شبکه ABC پخش شده. مجموعهای پرطرفدار و جنجالی است که تا به حال در سه فصل (هر فصل 23 اپیزود 42 دقیقهای) ساخته و پخش شده و اپیزودهای مختلفی از فصل چهارم آن نیز در سایت سریال، برای علاقمندان گذاشتهشده تا بتوانند قبل از پخش فصل چهارم، آنها را ببینند. گمشدگان طی سه سال نمایش، جوایز زیادی کسب کرده و چند صدهزار نفر، قسمتهای مختلف آن را از شبکه بیت تورنت و شبکههای پیتوپی، دانلود کرده و دیدهاند. لاست تصاویر زیبایی دارد چون در جزایر قناری تصویربرداری شده و به دلیل بازیگران پرتعدادش، سریال پرهزینهای نیز به شمار میرود.
خیلی عجیب نیست که وقتی یک فیلم یا سریال بین مردم محبوب میشود، تعداد بیشماری وبلاگ و وبسایت برایش ساخته شود اما با یک سرچ ساده اینترنتی متوجه میشوید که وبلاگها و وبسایتهایی که به طور اختصاصی برای سریال «لاست» راهاندازی شدهاند، بیشتر از حد معمول هستند تا آنجا که حتي روزنامههاي معتبر «واشنگتن پست» و «يواساي تودي» همزمان با پخش فصل دوم اين سريال اقدام به راهاندازي وبلاگهاي ويژه براي علاقهمندان آن كردهاند كه نشان از محبوبیت ویژهی این سریال در سراسر جهان دارد. اما جالبتر اینکه دهها كتاب در مورد محتواي ادبي، فلسفي، جامعهشناسي و… اين سريال به چاپ رسيده است. برای درک بهتر محبوبیت و تاثیرات این سریال، بد نیست نظر دو بیننده ایرانی که در وبلاگشان درباره این سریال، نوشتهاند را هم ذکر کنم. یکی از بینندگان در وبلاگش اینگونه مینویسد:« غير ممكنه شما اين سريال رو تماشا كنيد و حاضر نشيد كه راجع به بعضي از مسايل مورد بحث در سريال سرچ كنيد و سوال براتون پيش نياد. خود من كه خيلي چيزها از اين سريال ياد گرفتم تازه خیلی مواقع هم حتی خوابش را میدیدم!» و این هم یک نظر تاملبرانگیز:« گمشدگان را چه ساده ببينيد چه پيچيده، باز هم از آن لذت خواهيد برد. چرا كه موقعيتى خلق مىكند كه تمام انسانها خواهان تجربهاش هستند. گم شدن و فراموش كردن زندگى پيشين، كه میتواند شامل تغيير هويت، فراموشى خطاهاى گذشته و آغاز كردنى ديگر باشد، اين گم شدن تنها مكانى نيست و زمانى نيز هست.»
چرا سریال «گمشده» این قدر جذابیت دارد؟ چرا این قدر محبوب شده است؟ محبوبیت این سریال محدود به چند کشور نیست برای اولین بار یک سریال این قدر در دنیا معرف می شود. شاید دلیل عمده برای محدود شدن محبوبیت سریال های بزرگ تلویزیونی در یک یا چند کشور تفاوت فرهنگی کشورهاست. مطمئنا بخشی از فرهنگ کشور ها که بروز پاره ای از مسائل را در داستان یک سریال تلویزیونی در یک کشور خاص فراهم می سازد و مجاز می دانند، ولی در کشورهای دیگر با فرهنگی متفاوت همان مسائل موجب بروز مشکلاتی می شود. ولی مسئله ی مهمی که درباره ی گمشده وجود دارد این است که طرح کلی داستان شخصیت پردازی و حتی محل وقوع حوادث کمترین میزان تناقض با فرهنگ جوامع مختلف را دارد. این مسائل باعث شده است که اکنون شاهد پدیده ای به نام تب گمشده باشیم.
چرا سریال «گمشده» این قدر جذابیت دارد؟ چرا این قدر محبوب شده است؟ محبوبیت این سریال محدود به چند کشور نیست برای اولین بار یک سریال این قدر در دنیا معرف می شود. شاید دلیل عمده برای محدود شدن محبوبیت سریال های بزرگ تلویزیونی در یک یا چند کشور تفاوت فرهنگی کشورهاست. مطمئنا بخشی از فرهنگ کشور ها که بروز پاره ای از مسائل را در داستان یک سریال تلویزیونی در یک کشور خاص فراهم می سازد و مجاز می دانند، ولی در کشورهای دیگر با فرهنگی متفاوت همان مسائل موجب بروز مشکلاتی می شود. ولی مسئله ی مهمی که درباره ی گمشده وجود دارد این است که طرح کلی داستان شخصیت پردازی و حتی محل وقوع حوادث کمترین میزان تناقض با فرهنگ جوامع مختلف را دارد. این مسائل باعث شده است که اکنون شاهد پدیده ای به نام تب گمشده باشیم.

لوکیشن گمشده یک جزیره ی استوایی در ناکجا آبادی گمشده است. به ظاهر این جزیره در اقیانوسیه واقع شده است ولی پاره ای مسائل باعث می شود که به این موضوع شک کنیم. مهمترین عامل آن وجود یک هواپیمای کوچک در جزیره است که از نیجریه پرواز کرده است. امکان طی مسافتی چنین طولانی برای یک هواپیمای کوچک غیر ممکن می نماید. نکته ی جالب دیگر در این است که اگر هواپیمای ۸۱۵ در آن جزیره سقوط کرده است پس این جزیره به خطوط هوایی نزدیک است هر چند هواپیما مقداری از مسیر منحرف شده ولی بازهم این احتمال وجود دارد. همین طور خطوط کشتی رانی همان طور که می دانید اقیانوسیه محل پر رفت و آمدیست. و در پایان فصل دوم، هنری به مایکل می گوید که: باید در مسیره ۳۳۵ درجه حرکت کنی تا بتوانی از اینجا خارج شوی و هرگز تلاش نکن که اینجا را دوباره پیدا کنی. مگر جزیره در کجا واقع شده است؟
افرادی که در جزیره سقوط کرده اند با یکدیگر به نوعی ارتباط دارند. این مسئله برای تمام شخصیت ها صدق می کند حتی برخی از غریبه ها با شخصیت ها قبلا آشنا بوده اند. این احتمال که تمام افرادی که در جزیره گیر افتاده اند انتخاب شده اند هم در مراحلی بیشتر می شود.
ادامه مطلب


